غزل · شهریار
غزل شماره ۱۱۴ - جلوه جواله
1
این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من
2
آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال
و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من
3
از صلای ازلی تا به سکوت ابدی
یک دهن وصف تو هر دل به زبانی گل من
4
اشک من نامه نویس است وبجز قاصد راه
نیست در کوی توام نامه رسانی گل من
5
گاه به مهر عروسان بهاری مه من
گاه با قهر عبوسان خزانی گل من
6
همره همهمه گله و همپای سکوت
همدم زمزمه نای شبانی گل من
7
دم خورشید و نم ابری و با قوس قزح
شهسواری و به رنگینه کمانی گل من
8
گه همه آشتی و گه همه جنگی شه من
گه به خونم خط و گه خط امانی گل من
9
سر سوداگریت با سر سودایی ماست
وه که سرمایه هر سود و زیانی گل من
10
طرح و تصویر مکانی و به رنگ آمیزی
طرفه پیچیده به طومار زمانی گل من
11
شهریار این همه کوشد به بیان تو ولی
چه به از عمق سکوت تو بیانی گل من