کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۷ - یاد قدیم

1

یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او

یادش بخیر گرچه دلم نیست شاد از او

2

با حق صحبت من و عهد قدیم خویش

یادم نکرد یار قدیمی که یاد از او

3

دلشاد باد آن که دلم شاد از اونگشت

وان گل که یاد من نکند یاد باد از او

4

حال دلم حواله به دیوان خواجه باد

یار آن زمان که خواسته فال مراد از او

5

من با روان خواجه از او شکوه میکنم

تا داد من مگر بستد اوستاد از او

6

آن برق آه ماست که پرتو کنند وام

روشنگران کوکبه بامداد از او

7

یاد آن زمان که گر بدو ابرو زدیی گره

از کار بسته هم گرهی میگشاد از او

8

شرم از کمند طره او داشت شهریار

روزی که سر به کوه و بیابان نهاد از او

متن شعر کپی شد.