غزل · شهریار
غزل شماره ۱۲۵ - چشمه ابدیت
1
شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
که جز به چشم دلش نشکفد تماشائی
2
جمال پردگی جاودانه ننماید
مگر به آینه پاکان سینه سینائی
3
رواق چشم که یک انعکاس او آفاق
محیط نه فلکش زورقی به دریائی
4
دلی که غرق شود در شکوه این دریا
به چشم باز رود در شگفت رویائی
5
به قدر خواستنم نیست تاب سوختنم
به اسم عاشقم و اسم بی مسمائی
6
سواد زلف تو و سر جاودانه تست
که جلوه می کنداز هر سری به سودائی
7
به خاکپای تو ای سرو برکشیده من
که سر فرود نیاورده ام به دنیائی
8
به زیر سایه سروم به خاک بسپارید
که سرسپارده بودم به سرو بالائی
9
صدای حافظ شیراز بشنوی که رسید
به شهر شیفتگان شهریار شیدائی