کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۸ - وای وای من

1

هر دم چو توپ می زندم پشت پای وای

کس پیش پای طفل نیفتد که وای وای

2

دیر آشناتر از توندیم ولی چه سود

بیگانه گشتی ای مه دیرآشنای وای

3

در دامنت گریستن سازم آرزوست

تا سرکنم نوای دل بی نوای وای

4

سوز دلم حکایت ساز تو می کند

لب بر لبم بنه که برآرم چو نای وای

5

آخر سزای خدمت دیرین من حبیب

این شد که بشنوم سخن ناسزای وای

6

جز نیک و بد به جای نماند چه می کنی

نه عشق من نه حسن تو ماند به جای وای

7

ای کاش وای وای منش مهربان کند

گر مهربان نشد چکنم ای خدای وای

8

من شهریار کشورعشقم گدای تو

ای پادشاه حسن مرنجان گدای وای

متن شعر کپی شد.