غزل · شهریار
غزل شماره ۱۳۱ - ماه بر سر مهر
1
چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی
2
به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود
چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی
3
منم که جورو جفا دیدم و وفا کردم
توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی
4
بیا که با همه نامهربانیت ای ماه
خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی
5
بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس
نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی
6
منت به یک نگه آهوانه می بخشم
هر آنچه ای ختنی خط من خطا کردی
7
اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود
بیا که کار جهان بر مراد ما کردی
8
هزار درد فرستادیم به جان لیکن
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
9
کلید گنج غزلهای شهریار توئی
بیا که پادشه ملک دل گدا کردی