کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۰ - دنیای دل

1

چند بارد غم دنیا به تن تنهایی

وای بر من تن تنها و غم دنیایی

2

تیرباران فلک فرصت آنم ندهد

که چو تیر از جگر ریش برآرم وایی

3

لاله ئی را که بر او داغ دورنگی پیداست

حیف از ناله معصوم هزارآوایی

4

آخرم رام نشد چشم غزالی وحشی

گر چه انگیختم از هر غزلی غوغایی

5

من همان شاهد شیرازم و نتوانی یافت

در همه شهر به شیرینی من شیدایی

6

تا نه از گریه شدم کور بیا ورنه چه سود

از چراغی که بگیرند به نابینایی

7

همه در خاطرم از شاهد رویائی خویش

بگذرد خاطره با دلکشی رویایی

8

گاه بر دورنمای افق از گوشه ابر

با طلوع ملکی جلوه دهد سیمایی

9

انعکاسی است بر آن گردش چشم آبی

از جمال و عظمت چون افق دریایی

10

دست با دوست در آغوش نه حد من و تست

منم و حسرت بوسیدن خاک پایی

11

شهریارا چه غم از غربت دنیای تن است

گر برای دل خود ساخته ای دنیایی

متن شعر کپی شد.