کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۶ - مرا حلوا هوس کردست حلوا...

1

مرا حلوا هوس کردست حلوا

میفکن وعده حلوا به فردا

2

دل و جانم بدان حلواست پیوست

که صوفی را صفا آرد نه صفرا

3

زهی حلوای گرم و چرب و شیرین

که هر دم می رسد بویش ز بالا

4

دهانی بسته حلوا خور چو انجیر

ز دل خور هیچ دست و لب میالا

5

از آن دستست این حلوا از آن دست

بخور زان دست ای بی دست و بی پا

6

دمی با مصطفا و کاسه باشیم

که او می خورد از آن جا شیر و خرما

7

از آن خرما که مریم را ندا کرد

کلی و اشربی و قری عینا

8

دلیل آنک زاده عقل کلیم

ندایش می رسد کای جان بابا

9

همی خواند که فرزندان بیایید

که خوان آراسته ست و یار تنها

متن شعر کپی شد.