کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۸۳

1

مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید

به رنج بردن تو چرخ زی تو نگراید

2

چو روزگار فرو بست تو از آن مندیش

که آنگهی که بباید گشاد بگشاید

3

چو بسته های زمانه گشاده خواهد گشت

چنان گشاید گویی که آن چنان باید

4

وگر نیاز برد نزد همچو خویشتنی

از آن نیاز اسیر و ذلیل باز آید

5

چو اعتقاد کند گر کسش نیاید هیچ

خدای رحمت پس آنگهیش بنماید

6

به دست بنده زحل و ز عقد چیزی نیست

خدای بندد کار و خدای بگشاید

متن شعر کپی شد.