سایر · سنایی
شماره ۸۹ - نمی داند مگر آنکس مراد از کشف حال آید...
1
نمی داند مگر آنکس مراد از کشف حال آید
که کشف حال را در حال بی حالی زوال آید
2
زوال حال آن باشد کمال حال بی حالان
که درگاه زوال حال بی حالان مجال آید
3
اگر چه هر که در کوی هدی باشد به شرع اندر
چو در کول جلال آید همه خویش جلال آید
4
ز حال آنگه شود صافی دل بدحال مردی را
که از کوی هدی بی حال در کوی ضلال آید
5
نهان گشتست حال کشف در دلهای مشتاقان
تو آوازی بر آر از دل چنان دل کز خیال آید
6
به جامی عذر یکسان شد سنایی را به هر حالی
ز تلخی عیش او دایم همی بوی زلال آید