سایر · سنایی
شماره ۱۲۱ - آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم...
1
آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
و آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردم
2
یاقوت نفس کشتم زان گوهر شریفت
کازاد کرد چون عقل از چرخ لاژوردم
3
گردم به باد ساری گردی همی ولیکن
باران تو بیامد بنشاند جمله گردم
4
گفتی جواب خواهم شرط کرم نبود این
بگذاشتی چو فردان در زیر خویش فردم
5
گر قطعه خوش نیامد معذور دار زیرا
هم تو عجول مردی هم من ملول مردم
6
من توبه کرده بودم زین هرزه ها ولیکن
چون حکم تو بدیدم زین توبه توبه کردم