سایر · سنایی
شماره ۱۲۶ - چند روزی درین جهان بودم...
1
چند روزی درین جهان بودم
بر سر خاک باد پیمودم
2
بدویدم بسی و دیدم رنج
یک شب از آز خویش نغنودم
3
نه یکی را بخشم کردم هجو
نه یکی را به طمع بستودم
4
به هوا و به شهوت نفسی
جان پاکیزه را نیالودم
5
هر زمانی به طمع آسایش
رنج بر خویشتن نیفزودم
6
و آخرم چون اجل فراز آمد
رفتم و تخم کشته بدرودم
7
یار شد گوهرم به گوهر خویش
باز رستم ز رنج و آسودم
8
من ندانم که من کجا رفتم
کس نداند که من کجا بودم