سایر · سنایی
شماره ۱۴۰ - ای به عین حقیقت اندر عین...
1
ای به عین حقیقت اندر عین
باز کرده ز بهر دیدن عین
2
پیش عین تو عین دوست عیان
تو رسیده به عین و گویی این
3
چون تو آید ز عین تو همه تو
ایستاده چو سد ذوالقرنین
4
تا تو گویی تو آن نه تو تو تویی
آن تو از تو دروغ باشد و مین
5
کی مسلم بود ترا توحید
چون که اثبات می کنی اثنین
6
بیش تو زان میان به باطل و حق
چند گویی تفاوت ما بین
7
در یکی حال مستحیل بود
اجتماع وجود مختلفین
8
اول از پیش خویش نه قدمی
تا جدا گردد اصل مال از دین
9
نظر از غیر منقطع کن زانک
شاهد غیر در دل آور عین
10
چند گویی ز حال غیر که قال
قال بی حال عار باشد و شین
11
چون سنایی ز خود نه منقطعی
که حکایت کنی ز حال حسین