کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه

1

خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او

زان که نسازد همی قبله دل سوی او

2

قبله عقلست و نقل پیچ و خم زلف او

دایه حورست و روح بوی خوش و خوی او

3

شیر فلک را شدست از پی کسب شرف

مسجد حاجت روا خاک سر کوی او

4

تاز دو عید و یکی قدر چه خیزد ترا

عید همی بین و قدر در شکن موی او

5

بر سر کوی دل آی تا یابد یک دمی

رحمت درمان این زحمت داروی او

6

جادو اگر در بهشت نبود پس در رخش

از چه بهشتی شدست نرگس جادوی او

7

سایه گیسوش را دار غنیمت که دل

کیسه بسی دوختست در خم گیسوی او

8

شیر فلک شد به شرط روبه بازی از آنک

تا به کف آرد مگر چشم چو آهوی او

9

قبله اگر چه بسی ست از پی احرام دل

چشم سنایی نساخت قبله جز ابروی او

10

شد ز پی دین و جاه چون سم شبدیز شاه

سجده گه و قبله گاه دایره روی او

11

سلطان بهرامشاه آنکه گه زور هست

گردن گردان زدن بازی بازوی او

12

از پی تشریف خویش در همه چین و ختا

بچه یک ترک نیست ناشده هندوی او

متن شعر کپی شد.