سایر · سنایی
شماره ۱۶۲ - گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان...
1
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بی گناه
2
بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت
زنهار تا از او به جزا و ناوری پناه
سایر · سنایی
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بی گناه
بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت
زنهار تا از او به جزا و ناوری پناه