سایر · سنایی
شماره ۱۶۳ - ای فلک شمس شرف جاه تو...
1
ای فلک شمس شرف جاه تو
باد بر افزون چو مه یکشبه
2
بر تنم از سرما آمد فراز
پوست بر آن سان که بر آتش دبه
3
شد کتفم رقص کنان می زنم
سنج به دندان و به لب دبدبه
4
نزد تو زان آمدم ایرا که هست
دیدن خورشید غم بی جبه