سایر · سنایی
شماره ۱۷۹ - از زبان تیر خراس
1
ای لاف زنی که هر کجا هستی
قصه ز روزن و سرای آری
2
تا کی سوی من نه از ره غیرت
از بهر نظاره روی و رای آری
3
پندی بشنو که تا چو مخدومم
مختار شوی گر آن بجای آری
4
شو راستیی چو من به دست آور
تا چرخ چو من به زیر پای آری
5
بره بریان هر جا که بود چاکر تست
طبق حلوا داماد و تو او را خسری
6
خوردنیهای جهان گر به شکم جمع شدند
همه گفتند که ای خواجه تو ما را پدری
7
ای همه نزهت و شادی و همه راحت و روح
کنیت تو نعم و نام تو شیخ الطبری