سایر · سنایی
شماره ۱۹۰ - ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی...
1
ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی
2
چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی
کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی
3
نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان
آخر کسی که رازی با او گشادمی
4
امروز بس زدی پس و بسیار بدترم
فردا مباد گر بود او من مبادمی