کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۴۰ - وله ایضا

1

محتشم تا کی کشم از ناسزاگویان عذاب

آخر از بی طاقتی تیغ جزا خواهم کشید

2

گر حسام هجو خواهم داشت زین پس در غلاف

برخلاف ماسلف آزارها خواهم کشید

3

می زند چون تیغ طعنم خواه دشمن خواه دوست

می کشم تیغ زبان ورنه جفا خواهم کشید

4

تا غنیمان را کنم هریک به کنجی منزوی

خویش را بیرون ز کنج انزوا خواهم کشید

5

بر عقاب طبع چون خواهم زدن با یک ستیز

نیک و بد را بر عقابین پر هجا خواهم کشید

6

هرکه بی اندیشه است از قلزم اندیشه ام

کشتی عیشش به گرداب فنا خواهم کشید

7

در قفای من زبان هر که می گردد به خبث

من به تیغ هجو بیرون از قفا خواهم کشید

8

چون به زور طبع قلاب نفس خواهم فکند

پیر و برنا را به کام اژدها خواهم کشید

9

تا ز تیغ بیم گردد زهره بیگانه چاک

انتقام اول ز خویش و آشنا خواهم کشید

10

تا بساط این و آن بر هم خورد زابیات هجو

لشگر آفت به میدان بلا خواهم کشید

11

دیده اغیار خواهم کند و در چشم امید

یار را هم داروی خوف و رجا خواهم کشید

12

بهر دشمن دار عبرت خواهم اندر شهر زد

دوست را هم کرسی از زیر پا خواهم کشید

متن شعر کپی شد.