کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۶۸ - وله ایضا

1

فارس میدان معنی حامدی بی نظیر

آن که بود از بدو فطرت از سخندانان تمام

2

طبعش از شوخی چو میلی داشت از اندازه بیش

با رخ گلفام و چشم شوخ و قد خوش خرام

3

شد مریض عشق و دردش بس که بی درمان فتاد

می کشیدش خوش از کف توسن مستی لگام

4

در قیام این قیامت دل گمانی برد و گفت

دور گوئی شد بهی زان شاعر شیرین کلام

5

چون یقین گشت این گمان از گفته موزون دل

بهر تاریخ او برون آمد دو تاریخ تمام

متن شعر کپی شد.