مرثیه · خاقانی
شماره ۲۶ - در مرثیه وحید الدین عموی خود
1
کو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ
شش دانگ بود راست بهر کفه ای که سخت
2
در بیع گاه دهر به بادی بداد عمر
در قمره زمانه به خاکی بباخت بخت
3
جوزا گریست خون که عطارد ببست نطق
عنقا بریخت پر که سلیمان گذاشت تخت
4
زین غبن چتر روز چرا نیست ریز ریز
زین غم عمود صبح چرا نیست لخت لخت
5
آن نقش جسم اوست نه او در میان خاک
شبه مسیح شد نه مسیح از بر درخت
6
خاقانیا مصیبت عم خوار کار نیست
هین زار زار نال که کار اوفتاد سخت