کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۱ - چو فرستاد عنایت به زمین مشعله ها را...

1

چو فرستاد عنایت به زمین مشعله ها را

که بدر پرده تن را و ببین مشعله ها را

2

تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری

وگر از اصل تو دوری چه از این مشعله ها را

3

خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی

تو عزبخانه مه را تو چنین مشعله ها را

4

بنگر رزم جهان را بنگر لشکر جان را

که به مردی بگشادند کمین مشعله ها را

5

تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی

تو بدانی و ببینی به یقین مشعله ها را

6

تو صلاح دل و دین را چو بدان چشم ببینی

به خدا روح امینی و امین مشعله ها را

متن شعر کپی شد.