سایر · خاقانی
شماره ۳۰۴ - دیده از کار جهان دربسته به...
1
دیده از کار جهان دربسته به
راه همت زین و آن دربسته به
2
دوستان از هفت دشمن بدترند
هفت در بر دوستان دربسته به
3
دل گران بیماریی دارد ز غم
روزن چشم از جهان دربسته به
4
پشت دست از غم به دندان می خورم
از چنین خوردن دهان دربسته به
5
چون به صد جان یک دلی نتوان خرید
دل فروشان را دکان دربسته به
6
منقطع شد کاروان مردمی
دیدهای دیده بان دربسته به
7
خاک بیزان هوس بی روزی اند
چشم دل زین خاکدان دربسته به
8
از زبان در سر شدی خاقانیا
تا بماند سر، زبان دربسته به