کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۲۸ - در عزت نفس

1

گویند سعدیا به چه بطال مانده ای

سختی مبر که وجه کفافت معینست

2

این دست سلطنت که تو داری به ملک شعر

پای ریاضتت به چه در قید دامنست؟

3

یکچند اگر مدیح کنی کامران شوی

صاحب هنر که مال ندارد تغابنست

4

بی زر میسرت نشود کام دوستان

چون کام دوستان ندهی کام دشمنست

5

آری مثل به کرکس مردارخور زدند

سیمرغ را که قاف قناعت نشیمنست

6

از من نیاید آنکه به دهقان و کدخدای

حاجت برم که فعل گدایان خرمنست

7

گر گوییم که سوزنی از سفله ای بخواه

چون خارپشت بر بدنم موی، سوزنست

8

گفتی رضای دوست میسر شود به سیم

این هم خلاف معرفت و رای روشنست

9

صد گنج شایگان به بهای جوی هنر

منت بر آنکه می دهد و حیف بر منست

10

کز جور شاهدان بر منعم برند عجز

من فارغم که شاهد من منعم منست

متن شعر کپی شد.