کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۱۶۷ - سگی شکایت ایام بر کسی می کرد...

1

سگی شکایت ایام بر کسی می کرد

نبینی ام که چه برگشته حال و مسکینم

2

نه آشیانه چو مرغان نه غله چون موران

قناعتم صفت و بردباری آیینم

3

هزار سنگ پریشان به یک نگه بخورم

که اوفتاده نبینی بر ابروان چینم

4

که در ریاضت و خلوت مقام من دارد؟

که جامه خواب کلوخست و سنگ بالینم

5

به لقمه ای که تناول کنم ز دست کسی

رواست گر بزند بعد از آن به زوبینم

6

گرم دهند خورم ورنه می روم آزاد

نه همچو آدمیان خشمناک بنشینم

7

چو گربه درنربایم ز دست مردم چیز

ور اوفتاده بود ریزه ریزه برچینم

8

مرا نه برگ زمستان نه عیش تابستان

کفایتست همین پوستین پارینم

9

به جای من که نشیند که در مقام رضا

برابر است گلستان و تل سرگینم

10

مرا که سیرت ازین جنس و خوی ازین صفتست

چه کرده ام که سزاوار سنگ و نفرینم؟

11

جواب داد کزین بیش نعت خویش مگوی

که خیره گشت ز صفت زبان تحسینم

12

همین دو خصلت ملعون کفایتست تو را

غریب دشمن و مردارخوار می بینم

متن شعر کپی شد.