مثنوی · سعدی
شماره ۲۳ - این دغل دوستان که می بینی...
1
این دغل دوستان که می بینی
مگسانند دور شیرینی
2
تا حطامی که هست می نوشند
همچو زنبور بر تو می جوشند
3
باز وقتی که ده خراب شود
کیسه چون کاسه رباب شود
4
ترک صحبت کنند و دلداری
معرفت خود نبود پنداری
5
بار دیگر که بخت باز آید
کامرانی ز در فراز آید
6
دوغبایی بپز که از چپ و راست
در وی افتند چون مگس در ماست
7
راست خواهی سگان بازارند
کاستخوان از تو دوستر دارند