سایر · مولوی
تکه ۲ - قصابی سوی گولی گوشت انداخت...
1
قصابی سوی گولی گوشت انداخت
چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت
2
یکی ران دگر سوی وی افکند
بگفتا گاو مرده ست این زهی گند
3
خدا بخشید آنچ اسباب کامست
تو گفتی چیست این؟ خود داد عامست
4
کنون شد عام کان با تو بپیوست
نجس شد چونک در کردی درو دست
5
نسازد گول را بخل و سخاوت
که گردد هر دوش مایه عداوت
6
گریز از گول اندر سور و ماتم
چو عیسی ای پدر والله اعلم