کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۶۶ - تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت...

1

تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت

که ز آمد شد خدمت عصبم رنجورست

2

چون چنان شد که به هر گام دوره بنشیند

گر به خدمت نرسد در دو جهان معذورست

3

همه جور من از این کهنه دو صندوق تهیست

که به پریش گمان همه کس مغرورست

4

خانه چون خانه بوبکر ربابیست ولیک

اندرو هیچ طرب نیست که بی طنبورست

5

ای دریغا که برون رفت بدر عمر و هنوز

در و دیوار تمنی همه نامعمورست

6

حال او دور مشو با کرم خویش بگو

تات گوید که چنین ها ز مروت دورست

7

صلت و بخشش و مرسوم و مواجب بگذار

آخر ار مزد نباشد کم اگر مزدورست

8

عید بگذشت و عروسی شد و سور آمده گیر

زانکه کابین شود آن را خلفی مقدورست

9

دانم این قطعه چو برخواند خواهد گفتن

تا چنین عید و عروسی است چه جای سورست

متن شعر کپی شد.