سایر · انوری
شماره ۱۰۹ - در طلب شراب
1
ای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
چون رای روشن تو بلند آفتاب نیست
2
مهمان رسیده اند تنی چندم این زمان
قومی که شان برفتن از اینجا شتاب نیست
3
داریم کودکی که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک به تاب نیست
4
دربند خواب او همه حیران بمانده ایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست