کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۴ - چه خیره می نگری در رخ من ای برنا...

1

چه خیره می نگری در رخ من ای برنا

مگر که در رخمست آیتی از آن سودا

2

مگر که بر رخ من داغ عشق می بینی

میان داغ نبشته که نحن نزلنا

3

هزار مشک همی خواهم و هزار شکم

که آب خضر لذیذست و من در استسقا

4

وفا چه می طلبی از کسی که بی دل شد

چو دل برفت برفت از پیش وفا و جفا

5

به حق این دل ویران و حسن معمورت

خوش است گنج خیالت در این خرابه ما

6

غریو و ناله جان ها ز سوی بی سویی

مرا ز خواب جهانید دوش وقت دعا

7

ز ناله گویم یا از جمال ناله کنان

ز ناله گوش پرست از جمالش آن عینا

8

قرار نیست زمانی تو را برادر من

ببین که می کشدت هر طرف تقاضاها

9

مثال گویی اندر میان صد چوگان

دوانه تا سر میدان و گه ز سر تا پا

10

کجاست نیت شاه و کجاست نیت گوی

کجاست قامت یار و کجاست بانگ صلا

11

ز جوش شوق تو من همچو بحر غریدم

بگو تو ای شه دانا و گوهر دریا گویا

متن شعر کپی شد.