سایر · انوری
شماره ۱۷۸ - در مدح ملک الشرق علاء الدین محمد امیر کوه
1
امیرالجبال آنکه با جاه جودش
نه گردون براند نه دریا ستیزد
2
چو دست گهر بار او نیست گردون
به پرویزن ابر گوهر چه بیزد
3
پلنگ خلافش نزد هیچ کس را
که درحال موش اجل برنمیزد
4
فلک ساغر ماه نو پیش دارد
که از جام همت جراعی بریزد
5
مگر سیم سیماب شد دستش آتش
هر آنجا که این آمد آن می گریزد
6
که از موج دریای دستش کم آمد
که گوید که از کوه دریا نخیزد