کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۱۹۷ - در تقاضای راتبه

1

خداوندا تو می دانی که بنده

نیارد هیچ زحمت تا تواند

2

ولیکن چون به چیزی حاجت افتد

ز گیتی مرجع دیگر نداند

3

نیابد همتش از نفس رخصت

که از کس جز شما چیزی ستاند

4

نه آن دامن کشیدست از تکبر

که گردون گرد منت برفشاند

5

کم از بیتی بود وا و با

که گر امروز بر افلاک خواند

6

بحمدا به اقبال خداوند

که بختش هرچه باید می چشاند

7

فذلک چون تو کردی عزم جنبش

قرار کارها چونین نماند

8

اگرچه راتب معهود بنده

اجل معتمد هر مه رساند

9

تو آنی کز جفا و جور گردون

به یک صولت دلت بازش رهاند

10

بمان در نعمت و شادی همه عمر

که آن نعمت بدین نعمت بماند

متن شعر کپی شد.