کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۳۰۵ - در عذر بدمستی خویش

1

ای فلک با کمال تو ناقص

وی جهان بی نوال تو درویش

2

گم کند راه مصلحت تقدیر

گرنه تدبیر تو بود در پیش

3

همچو معنی که در بیان باشد

در جهانی و از جهانی بیش

4

دوش دور از تو ای مدبر عقل

نه به تدبیر عقل دوراندیش

5

جمع ضدین کرده در زنبور

لطفت از نوش انتقام از نیش

6

پیشت از گونه گونه بی نفسی

که نگون باد نفس کافرکیش

7

کرده ام آنکه یاد آن امروز

می کند جانم از خجالت ریش

8

هیچ دانی که روی عذری هست

تا بخواهم زنابکاری خویش

متن شعر کپی شد.