کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۴ - چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا...

1

چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا

همه روز اندر آن جنون همه شب اندر این بکا

2

ز دو چشمت خیال او نشدی یک دمی نهان

که دو صد نور می رسد به دو دیده از آن لقا

3

ز رفیقان گسستیی ز جهان دست شستیی

که مجرد شدم ز خود که مسلم شدم تو را

4

چو بر این خلق می تنم مثل آب و روغنم

ز برونیم متصل به درونه ز هم جدا

5

ز هوس ها گذشتیی به جنون بسته گشتیی

نه جنونی ز خلط و خون که طبیبش دهد دوا

6

که طبیبان اگر دمی بچشندی از این غمی

بجهندی ز بند خود بدرندی کتاب ها

7

هله زین جمله درگذر بطلب معدن شکر

که شوی محو آن شکر چو لبن در زلوبیا

متن شعر کپی شد.