مرثیه · انوری
شماره ۳۸۵ - در مرثیه
1
ای جهانت به مهر دل جویان
آسمان هم در این هوس پویان
2
مویه گر گشته زهره مطرب
بر جهان و جهانیان مویان
3
عمر خوش خوی روترش کرده
بی تو بر زندگان چو بدخویان
4
کرده اجرام ماتمت بر وی
چرخ رایان مشتری رویان
5
من ز حج زیارتت عاجز
وانگه آن کعبه را به جان جویان
6
روزم از دود آتش تقدیر
تیره چون طره سیه مویان
7
خوانم از نعمت تو بود و نهاد
در کمی روی و داردش روی آن
8
زانکه پیوسته مردم چشمم
هست روی از غمت به خون شویان
9
ای که مستور عدت کف تست
قطره در ابر همچو بی شویان
10
نور و ظلمت ز پویه قدمت
خاک کیوت چو عاشقان بویان
11
نفس تو تازیان و در منزل
تازه گلهای ارجعی رویان
12
تو و سکان سده در نسبت
همه همشهریان و هم کویان
13
عرش رخ در جنابت آورده
قدس الله روحه گویان