غزل · مولوی
غزل شماره ۲۶۵ - راح بفیها و الروح فیها...
1
راح بفیها و الروح فیها
کم اشتهیها قم فاسقنیها
2
این راز یارست این ناز یارست
آواز یارست قم فاسقنیها
3
ادرکت ثاری قبلت جاری
فازداد ناری قم فاسقنیها
4
لب بوسه بر شد جفت شکر شد
خود تشنه تر شد قم فاسقنیها
5
الله واقی و السعد ساقی
نعم التلاقی قم فاسقنیها
6
هر چند یارم گیرد کنارم
من بی قرارم قم فاسقنیها
7
ساقی مواسی یسخوا بکاسی
یحلف براسی قم فاسقنیها
8
در گوش من باد خوش مژده ای داد
زان سرو آزاد قم فاسقنیها
9
کاسا اداری عقل السکاری
منهم تواری قم فاسقنیها
10
می گفت من خوش وی گفت می چش
ما در کشاکش قم فاسقنیها