رباعی · انوری
رباعی شماره ۱۱۲ - چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد...
1
چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد
پیشش غم ناآمده نتوانم خورد
2
فردا چو ندانم که چه خواهد بودن
امروز چه دانم که چه می باید کرد
رباعی · انوری
چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد
پیشش غم ناآمده نتوانم خورد
فردا چو ندانم که چه خواهد بودن
امروز چه دانم که چه می باید کرد