رباعی · انوری
رباعی شماره ۱۵۸ - ای دل ز هزار دیده خون می راند...
1
ای دل ز هزار دیده خون می راند
عشقی که ترا سلسله می جنباند
2
خوش خوش به دعای شب میفکن کارت
بنشین که به روز محنتت بنشاند
رباعی · انوری
ای دل ز هزار دیده خون می راند
عشقی که ترا سلسله می جنباند
خوش خوش به دعای شب میفکن کارت
بنشین که به روز محنتت بنشاند