رباعی · انوری
رباعی شماره ۱۹۳ - دوشم ز فراق تو همه شیون بود...
1
دوشم ز فراق تو همه شیون بود
چشمم چو پر از خون شده پرویزن بود
2
بر هر مژه خونی که مرا درتن بود
چون دانه نار بر سر سوزن بود
رباعی · انوری
دوشم ز فراق تو همه شیون بود
چشمم چو پر از خون شده پرویزن بود
بر هر مژه خونی که مرا درتن بود
چون دانه نار بر سر سوزن بود