رباعی · انوری
رباعی شماره ۲۴۱ - ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز...
1
ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
وی بی سببی گرفته پای از من باز
2
دی دست زاستین برون کرده به عهد
وامروز کشیده پای در دامن ناز
رباعی · انوری
ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
وی بی سببی گرفته پای از من باز
دی دست زاستین برون کرده به عهد
وامروز کشیده پای در دامن ناز