رباعی · انوری
رباعی شماره ۳۶۳ - رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو...
1
رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو
در چشم تو خوارتر ز خاک در تو
2
با این همه روز و شب بر آتش باشم
زان بیم که باد بگذرد بر سر تو
رباعی · انوری
رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو
در چشم تو خوارتر ز خاک در تو
با این همه روز و شب بر آتش باشم
زان بیم که باد بگذرد بر سر تو