رباعی · انوری
رباعی شماره ۳۹۶ - ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی...
1
ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی
چندین مخروش و باش تا چون کردی
2
آری شب عشق دیر بازست و سیاه
لیکن تو سپید کار زود آوردی
رباعی · انوری
ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی
چندین مخروش و باش تا چون کردی
آری شب عشق دیر بازست و سیاه
لیکن تو سپید کار زود آوردی