کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۹ - یا وصال یار باید یا حریفان را شراب...

1

یا وصال یار باید یا حریفان را شراب

چونک دریا دست ندهد پای نه در جوی آب

2

آن حریفان چو جان و باقیان جاودان

در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب

3

همرهان آب حیوان خضریان آسمان

زندگی هر عمارت گنج های هر خراب

4

آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف

هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب

5

آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود

نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب

6

عرق جنسیت برادر جون قیامت می کند

خود تو بنگر من خموشم و هوا علم بالصواب

متن شعر کپی شد.