رباعی · مولوی
رباعی شماره ۲۳۰ - با شب گفتم گر بمهت ایمانست...
1
با شب گفتم گر بمهت ایمانست
این زود گذشتن تو از نقصانست
2
شب روی به من کرد و چنین عذری گفت
ما را چه گنه چو عشق بی پایانست
رباعی · مولوی
با شب گفتم گر بمهت ایمانست
این زود گذشتن تو از نقصانست
شب روی به من کرد و چنین عذری گفت
ما را چه گنه چو عشق بی پایانست