رباعی · مولوی
رباعی شماره ۲۳۳ - با عشق نشین که گوهر کان تو است...
1
با عشق نشین که گوهر کان تو است
آنکس را جو که تا ابد آن تو است
2
آنرا بمخوان جان که غم جان تو است
بر خویش حرام کن اگر نان تو است
رباعی · مولوی
با عشق نشین که گوهر کان تو است
آنکس را جو که تا ابد آن تو است
آنرا بمخوان جان که غم جان تو است
بر خویش حرام کن اگر نان تو است