رباعی · مولوی
رباعی شماره ۲۳۸ - پای تو گرفته ام ندارم ز تو دست...
1
پای تو گرفته ام ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست
2
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگر نیست چه شد بر مژه هست
رباعی · مولوی
پای تو گرفته ام ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگر نیست چه شد بر مژه هست