کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۱ - اگر حوا بدانستی ز رنگت...

1

اگر حوا بدانستی ز رنگت

سترون ساختی خود را ز ننگت

2

سیاهی جانت ار محسوس گشتی

همه عالم شدی زنگی ز زنگت

3

تو آن ماری که سنگ از تو دریغ است

سرت را کس نکوبد جز به سنگت

4

اگر دریا درافتی ای منافق

ز زشتی کی خورد مار و نهنگت

5

مرا گویی که از معنی نظر کن

رها کن صورت نقش و پلنگت

6

چه گویم با تو ای نقش مزور

چه معنی گنجد اندر جان تنگت

7

هوای شمس تبریزی چو قدس است

تو آن خوکی که نپذیرد فرنگت

متن شعر کپی شد.