رباعی · مولوی
رباعی شماره ۴۲۳ - می گرییم زار و یار گوید زرقست...
1
می گرییم زار و یار گوید زرقست
چون زرق بود که دیده در خون غرقست
2
تو پنداری که هر دلی چون دل تست
نی نی صنما میان دلها فرقست
رباعی · مولوی
می گرییم زار و یار گوید زرقست
چون زرق بود که دیده در خون غرقست
تو پنداری که هر دلی چون دل تست
نی نی صنما میان دلها فرقست