کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۵ - می دان که زمانه نقش سوداست...

1

می دان که زمانه نقش سوداست

بیرون ز زمانه صورت ماست

2

زیرا قفسی ست این زمانه

بیرون همه کوه قاف و عنقاست

3

جویی ست جهان و ما برونیم

بر جوی فتاده سایه ماست

4

این جا سر نکته ای ست مشکل

این جا نبود ولیکن این جاست

5

جز در رخ جان مخند ای دل

بی او همه خنده گریه افزاست

6

آن دل نبود که باشد او تنگ

زان روی که دل فراخ پهناست

7

دل غم نخورد غذاش غم نیست

طوطی ست دل و عجب شکرخاست

8

مانند درخت سر قدم ساز

زیرا که ره تو زیر و بالاست

9

شاخ ار چه نظر به بیخ دارد

کان قوت مغز او هم از پاست

متن شعر کپی شد.