غزل · مولوی
غزل شماره ۳۷۰ - آمد رمضان و عید با ماست...
1
آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست
2
بربست دهان و دیده بگشاد
وان نور که دیده دید با ماست
3
آمد رمضان به خدمت دل
وان کش که دل آفرید با ماست
4
در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست
5
کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تن پلید با ماست
6
روزه به زبان حال گوید
کم شو که همه مرید با ماست
7
چون هست صلاح دین در این جمع
منصور و ابایزید با ماست