رباعی · مولوی
رباعی شماره ۴۹۷ - آن لحظه که آن سرو روانم برسید...
1
آن لحظه که آن سرو روانم برسید
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید
2
او چونکه چنان بد چنانم برسید
من چونکه چنین نیم بدانم برسید
رباعی · مولوی
آن لحظه که آن سرو روانم برسید
تن زد تنم از شرم چو جانم برسید
او چونکه چنان بد چنانم برسید
من چونکه چنین نیم بدانم برسید